در انتظار بهار
كی انتظار آمدن آن بهاری كه در خود شكفتن شكوفه نرگسی را به همراه دارد، به پایان میرسد؟!
ادامه مطلب
من همون زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام ...
دیگه بارمو بستم می خوام بیام پیشت
آقا جون ، می خوام بیام به پا بوست ، آقا جون من فقط به امید زیارت توست که الان دست به قلم شدم و دارم می نویسم .
..........................داستان خویشاوند الاغ
روزی
ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد, شخصی که از آنجا عبور می کرد
اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟ملا گفت: ببخشید
نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی
کردم؟!
..........................داستان دم خروس
یک روز شخصی
خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت, ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب
نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام, ملا دم
خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که
تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می
گوید.
بوی شوم امتحان آید همی
یار صفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم
دل به امید تقلب بسته ایم
ما برای کسب مدرک آمدیم
نی برای درک مطلب آمدیم.
(ایام امتحانات تسلیت باد!!!!)
صبح: دیدن رویای شاهزاده ی سوار بر اسب در خواب
۶صبح : در اثر شکست عشقی که در خواب از شاهزاده میخوره از خواب میپره...
۷ صبح: شروع میکنه به آماده شدن آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره و باید بره سر کلاس...
ادامه مطلب

جوکستان
به مرده تو اتوبوس کبریت می خواسته، به بغل دستیش می گه:
- اسمت چیه؟
- همایون.
- به به، شغلت چیه؟
- زنبوردار.
- به به، کجا می ری؟
- اهواز.
- عجب جایی! کبریت داری؟
- نه.
- نه و نکمه! با اون اسمت، مردک پشه باز، تو این گرما سگ می ره اهواز که تو می رى؟
ادامه مطلب